ملا محمد مومن كرمانى
287
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
در قرب جوار محال كهنوج دينار كه محل نزول و قشلاق بندگان خان بود - در جائى در ميان كنارستان مخفى ، و فوجى ديگر نيز به سركردگى پردل خان بلوچ از سمتى ديگر وارد ، و در سمتى ديگر مخفى و منتظر فرصت مىبودند - كه فرصت يافته شبيخون آورده دستبرد معقولى نمايند . از آنجا كه جناب اقدس الهى رحيم و معين هواخواهان دولت ابدمدت مىباشد ، از قضاى زمانى ، دو نفر يتيمسواره از اهل قشون بندگان خانى به عزم هيمه شكستن به ميان كنارستان رفته بودند ، قضا را يك نفر از آنها دوچار طايفه بلوچ و دستگير شده ، ديگرى فرارا خود را به معسكر فيروزى اثر بندگان خانى رسانيده ، از شدت خوف و هراس زبانش لكنت به هم رسانيده ، و به دست خود اشاره به سمت جنگل و كنارستان مىنموده . و يتيم « 1 » مزبور را به همين هيأت به خدمت بندگان خان آورده بودند . از اشاره و ايماى او بندگان خان و همگى اين معنى را يافته بودند كه البته جهتى مىدارد و بىسبب نيست . در ساعت ، چند نفر سوار تعيين و به احضار قشون فرستاده ، و به جمعى كه در ركاب حاضر بودند قدغن فرمودند كه مستعد كار خود بوده غافل نباشند . و چند نفر قراول نيز سوار و به همان سمتى كه يتيم مزبور نشان مىداد فرستاده ، خود منتظر مانده ( ؟ ) بودند . تعبيه فرار بعد از آنكه سوارهاى قراول نزديك به جنگل رسيده بودند ، امير شاه سليم با فوجى كثير از طايفهء بلوچ ، قريب
--> ( 1 ) - به معناى غلام و عيار و طرار ( آنندراج ) . بخشى از نيروهاى نظامى كه معمولا از ميان كودكانى كه پدر و مادر خود را از دست داده بودند - يا آنها را نمىشناختند - انتخاب مىشدند ، و اين كار در ميان تركان عثمانى سخت معمول بود ، و صفويه نيز از آن تقليد كرده بودند . اين سربازان بسيارى به مقامات عالى نظامى مىرسيدند . و بىخطر بودند ، چون پيوستگى به كسى يا قبيلهاى نداشتند .